زندگی من و نسبت آن با نوشته های اینجا

یکی از بازدیدکنندگان سایت در نظری که خواسته بود تایید نشود نوشته بود (به این میگن جمله سه تا فعل پشت سر هم اخه این ادبیاتا تو جامعه علمی چکار می کنن !!!!!!!!!) مدتهاست که باسایت شما می خندیم. این نظر مرا به فکر فرو برد که آنچه می نویسم برای گریاندن است یا خنداندن […]

شب دراز به امید صبح بیدارم

شب دراز به امید صبح بیدارم مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم عجب که بیخ محبت نمی‌دهد بارم که بر وی این همه باران شوق می‌بارم از آستانه خدمت نمی‌توانم رفت اگر به منزل قربت نمی‌دهی بارم به تیغ هجر بکشتی مرا و برگشتی بیا و زنده جاوید کن دگربارم چه روزها به شب […]

ادماي فضول!

بعضي ميان تو سايت شخصي ادم بعد حرف مفت ميزنن اينكه من در مورد گوسفند مي نويسيم تو چرا به خودت ميگيري مگه گفتم تو گوسفندي!!!‌اينكه من كي بودم كي هستم به تو و امثال تو ربطي نداره از حسادت خودتا نكش اينم كه الان كجا هستم به تو ربطي نداره بر خلاف تصور شما […]

گوسفندان ما 2

دوست نداشتم دوباره در مورد گوسفندامون بنویسم چه اونایی که تو خواب میان پیش ادم چه اونایی که تو بیداری هم هستند، اما تازگیا متوجه شدم این گوسفندا فقط به من کاری ندارند بلکه با بقیه هم کار دارند یعنی تو خواب ادمای دیگه هم رفتن من تعجبم از این که چه رویی باید داشته […]

ای صورت تو آیه و آیینه خدا

بوی بهار می‌شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گلِ گونه‌های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو ای صورت تو آیه و آیینه خدا حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو صد کهکشان ستاره و صد آسمان حریر آورده‌ام که فرش کنم زیر […]