آدما!!!

اگه یه وقتی یه شبی ادم تصمیم بگیره دیگه حرف نزنه؟ این دانشجوها میان یه حرفایی میزنن تا ادم توبه دیشبشا بشکنه (باید همتونا نفرین کنم). من ادما را چند دسته می کنم ادمایی که بود و نبودشون به نفع جبهه حق نیست.اینا هر چه دور و بر ادم نباشن بهتره هر چند که بعضی […]

نزدیک‌تر به خدا

امشب کنار صاف ترین و پاک ترین ادمهای با خدا معامله کرده، زیر اسمان پر ستاره یه جایی تو بلندای زمین این حس تقویت می شد به خدا نزدیکترم! باورهایم را دوباره کنترل کردم و غمهایم را با نگاه به معصومیت این ادما غرقشون کردم و برای عزیزانم دعا. صبر و بردباری در رنج‌های زندگی، […]

دوست داشتن!

نمیدونم چه جوری باید با ادمایی که دوسشون داری حرف بزنی! البته بعضی وقتها درجه دوست داشتن ادما متفاوته و ظرفیت ادما هم با هم متفاوته؛ تازه روحیات و حالت ادمهایی هم که کسیا دوست دارند متفاوته (به قول بعضیا!!! در مورد من قبض و بسط) امروز حس غریب قریبی با من بود اون حس […]

با تو! برای تو!

از عشق گویم از وطن از خاکمو سرزمین من همیشه جاودانه شو خاک اهورایی من قدم قدم غیرتو شور غزل غزل ایه و نور از ابتدا تا انتها مردمی از جنس غرور پهنای اروندت سلام البرزو الوندت سلام بر اسمان فکه و کوه دماوندت سلام وجب وجب خاک وطن به قیمت خون منه به عشق […]

قمار عاشقانه!!!!

بگذارید هر کسی هر چه دلش خواست … لااقل به خواب ببیند!! همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر همه غوطه‌ها بخوردی همه کارها بکردی منشین ز پای یک دم که بماند کار دیگر همه نقدها شمردی به وکیل درسپردی بشنو از این محاسب عدد و […]