یعقوب ها پیراهنت را دوست دارند
بگو چگونه بگیرم نشان بهارت را بهار یاد تو این کهنه یادگارت را چقدر خیره بمانم به جاده خورشید هنوز می شود آیا که انتظارات را…؟ چه میشود که بیایی و دست خسته من غزل غزل بتکاند ز تن غبارت را برای آنکه بیابم تو را نفهمیدم سراغ واژه بگیرم و یا تبارت را من […]
یا زهرا (ع)
مدینه شد قفسم، تا به خدا برسم یکی شده شب و روزم شکسته پهلوی من، کبوده بازوی من طبق طبق پرسوزم می روم به خاطر دلم، می روم به سوی حاصلم می روم ولی شکسته بالم می روم به دامن سحر، می روم به آخرین سفر می روم به سمت اوج عالم می روم به […]
برای ستاره!!!
چشماتو باز کردی دنیام زیر و رو شد چشمات و بستی و باز تاریکیام شروع شد موهات کهکشونات چشمات ستاره هاتن منظومه های شمسی جفت گوشواره هاتن کی بین مهربونا مثل تو مهربونه نامهربونی با تو بد نیست بد شگونه با من بمون با من بمون شب بود خسته بودم چشام و بسته بودم خورشید […]
یا امام رضا (ع)
ببین از کجا میام که هنوز مسافرم که هنوز نیومده هوایی شدم برم به چی دل بستم که از همه بیزارم که به دنیا و غمه دنیا می خندم کاشکی بازم تو حرم با کفترات بپرم پیش تو پر بگیرم ازت خبر بگیرم روسیاهم که هنوز از تو خیلی دورم مهربونی با من اما انگار […]
