انتظار

چه خواهد کرد با من شیهه ی اسب ظهور اینجا؟ تب کوه و هیاهوی پلنگان جسور اینجا سرم پایین می افتد روی دوش شهر می گریم چه خواهد شد خدایا ساعت صبح ظهور اینجا؟ نرید ان نمن… دارد می آید شب، که می خواند؟ عصایت را بزن بر کوچه های سوت و کور اینجا می […]

حسودان

خاقانیا ز دل سبکی سر گران مباش کو هر که زاده‌ی سخن توست خصم توست گرچه دلت شکست ز مشتی شکسته نام بر خویشتن شکسته دلی چون کنی درست چون منصفی نیابی چه معرفت چه جهل چون زال زر نبینی چه سیستان چه بست مسعود سعد نه سوی تو شاعری است فحل کاندر سخنش گنج […]

انسان

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان ‌صفت باشم  من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم، من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،   چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است   و تو هم به یاد داشته باش: من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى، […]