نوروز

عشق از نگاه من و تو تشکيل مي شود گاهي تمام من به تو تبديل مي شود وقتي به داستان نگاه تو مي رسم يکباره شعر وارد تمثيل مي شود اي عابر بزرگ که با گام هاي تو از انتظار پنجره تجليل مي شود تاکي سکوت و خلوت اين کوچه هاي سرد بر چشم هاي […]

نوروز

خیام نیشابوری: بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است  بر طرف چمن روی دل افروز خوش است از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است. شعری درباره بهار از مولوی: ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی خندان […]

کز عهده بیرون آمدن نتوانم این انعام را

امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را یا وقت بیداری غلط بودست مرغ بام را یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد ما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را هم تازه رویم هم خجل هم شادمان هم تنگ دل کز عهده بیرون آمدن نتوانم این انعام را گر پای بر […]