دوش که غم پرده ما میدرید خار غم اندر دل ما میخلید در بَرِ استاد خرد پیشهام طرح نمودم غم و اندیشهام کاو به کف آیینه تدبیر داشت بخت جوان و خرد پیر داشت پیر خرد پیشه و نورانیام برد ز دل زنگ پریشانیام گفت که “در زندگی آزاد باش! هان! گذران است جهان شاد […]
مار ماهیهای کند ذهن
چند روز پیش راجع به فضای مدرسه ها یه مطلبی را گذاشتم که البته زحمت اصلیشا یکی از دوستان کشیده بود من با تغییراتی اینجا ثبتش کردم. یکی از بازدیدکنندگان یه سئوال مطرح کرده بود که مارماهیهای کند ذهن کیا هستند؟ واقعا کار سخت میشه وقتی دانشجوها ذهنشونا به کار میندازن. استادم مجبوره یه چیزایی […]
عشقبازانِ چنین مستحق هجرانند!!
در نظربازی ما بیخبران حیرانند من چنینم که نمودم؛ دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند جلوهگاه رُخ او دیدهی من تنها نیست ماه و خورشید هم این آینه میگردانند عهد ما با لب شیریندهنان بست خدا ما همه بنده و این قوم خداوندانند مُفلسانیم و هوای […]
سلطان عشق
عشق بازی کار هرشیاد نیست این شکار دام هر صیاد نیست عاشقی را قابلیت لازم است طالب حق را حقیقت لازم است عشق از معشوق اول سر زند تا به عاشق جلوه دیگر زند تا به حدی که برد هستی از او سر زند صد شورش و مستی از او …………………………. غم مخور چون من […]
زیبایی زندگی ما!!
خرگوش اصرار داشت که دویدن جزء برنامه درسی باشد. پرنده معتقد بود که باید پرواز نیز گنجانده شود. ماهی هم به آموزش شنا معتقد بود. سنجاب اصرار داشت که بالا رفتن از درخت نیز باید در زمره آموزشهای مدرسه قرار بگیرد. شورای مدرسه با رعایت همه پیشنهادات دفترچه راهنمای تحصیلی مدرسه را تهیه نمود و […]
