خدایا بیا قدم بزنیم باران از تو دلتنگی از من
موج مثبت!
خوش آن که حلقههای سر زلف وا کنی دیوانگان سلسلهات را رها کنی کار جنون ما به تماشا کشیدهاست یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی کردی سیاه، زلف دو تا را که در غمت مویم سفید سازی و پشتم دو تا کنی تو عهد کردهای که نشانی به خون مرا من جهد کردهام […]
این روزها
نه تو!! می مانی و نه من و نه اندوه! زمان آدمها را دگرگون میکند… اما تصویری را که از آنها داریم ثابت نگه میدارد… هیچ چیزی دردناک تر از این تضاد میان دگرگونی آدمها و ثبات خاطره نیست! همیشه به یاد داشته باش که موقعیت کنونی تو سرنوشت نهاییت نیست بهترین روزهای زندگی در […]
اعجاز حس غریب!
گر فلک نشناخت قدر ما، رهی عیبش مکن ابـــــله، ارزان میفروشـــد گوهـــر نایاب را ××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××× شادی کنید ای دوستان، من شادم و آسوده ام بوی جوانی بشنوید، از پیکر فرسوده ام شادم کنون، شادم کنون، از بند آزادم کنون فریاد شادی میکشد، قلب خدا دادم کنون ای کودکان رهگذر، من چون شما آسوده ام هر […]
بهشت!
کوچه کوچید،فرو ریخت خیابان بی تو زرد شد روح غزل خیز خیابان بی تو سنگ شد چشمه در آغوش بیابان بی تو یاورم باغ،پس از تو سفر تلخی داشت… آن دل شاد و غزل خیز مرا یادت هست؟ سنگ لاخ است و کویر است و بیابان بی تو ساعتی نیست که هم خانه ی باران […]
