به یاد آسمانی ها!

چند سال پیش تو چنین روزایی استاد، دوست و همکار عزیزم دکتر ربانی اسمانی شد. جنس دکتر ربانی متفاوت بود. یاد و خاطرش همیشه تو ذهن ادم میمونه. قبل از پر کشیدن یه ملاقات تو دفتر اداره پژوهش دانشگاه اصفهان داشتیم شاید نه آقا رسول و نه من فکرشم نمی کردیم اخرین ملاقات تو این […]

انتظار!

یه پلاک که بیرون زده از دل خاک روی اون اسمی از یه جوون یه پلاک از دل خاک یه پوتین فقط مونده از یه جوون که خوابید روی مین استخون یه کلاه با یه عکس وصیت نامه غرق خون یه جوون که پدر شد و پر زد و دخترکش رو ندید دختری که پدر […]

با اب دیده، آتش دل ائتلاف کرد!

این روزها ماه در اسمان می رقصد، با تمام شرم و حیای خود! چه زیباست همراهی رقص ماه با عید حکومت اسلامی. من اما این روزها نگاهم را به دستانم دوختم تا کارشان را درست انجام دهند. اسمان فکر میکند من از دیدن رقص ماه محرومم. شاید در دل با خود اندیشیده تا پایین تر […]