مرداد ۱۰

یه وقتی ادما به یکی می خندن و یه وقتی یکی به اونایی که خندیدند. الان نوبت خنده ماست و تو برام نوشتی فکر نکنم به خاطر تو قول میدم سعیما بکنم که فکر نکنم شاید الان دیگه کمترم لازمه باشه فکر کنم. یه جاهایی دیگه رسیدیم اخر خط. امروز یه سیستم تمام تلاش خودشا می کرد که به ما لطف کنه و ثابت کنه ما را قبول داره و دوست داره. خوب تلاششون مایه تحسینه!

پ ن:

۱- قول دادم فکر نکنم این یعنی اینکه ننویسم و نگویم و بی صدا هم فکر نکنم نمیدونم شدنیه یا نه اما باید تلاش کنم پس شاید این یکی از اخرین نوشته هام باشه!

۲- امروز یکی زنگ زد فکر میکنم بارها رو پام امده بود هر چند من به رندی هر دفعه پریدم و سعی کردم ضربه نخورم اما براز محبت و ارادت و مشاق بودنش خوب نشانه ای است برای خود

۳- غیر یه سیستم که امروز صبح در پی تلاش برای جبران اشتباهات خودش بود یه عده ای هم هزینه هاشون چند برابر شده باید نشست و منتظر موند تا کجا میتونن ادامه بدند

۴- بعضی جاها اتفاقاتی میفته نشون میده بازی از کنترل خارجه و من این حالتا بهترین حالت میدونم و برام نتیجه اصلا مهم نیست.

۵- ظاهرا چوب خط بعضیا پر شده باید منتظر موند و دید چه اتفاقی براشون میفته.

یک دیدگاه برای “ عاشقانه های من!”

  1. همان ارادتمند و دانشجو می گوید:

    سلام
    گرامی باد هفته دفاع مقدس به شما که با جهادگری فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مانند یک شهید زنده جایگاه دارید،

نوشتن دیدگاه