آذر ۰۵

گاهی سکوت بلندترین فریاده!!

پ ن:

۱- دوست نداشتم بنویسم نه حالا نه بعدها از بس میل زدن احوال پرسی کردن، متلک پروندن نوشتم!!

۲- حوصله نوشتن که هیچ حوصله هیچیا ندارم. دوست دارم یه جایی باشم سکوت باشه و سکوت!!

۱۰ دیدگاه برای “ سکوت!”

  1. اگر ما بخواهیم او خواهد آمد می گوید:

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
    پ ن: فقط براتون آرامش آرزو میکنم. اینکه آرامش با سکوت محقق میشه رو نمیدونم. در پناه خدا موفق و پیروز باشید.

  2. حق شناس می گوید:

    سلام دکتر.
    شما و خستگی ،بی حوصلگی!!من که باورم نمیشه.
    اگه شما بگید خسته ام پس ظریف چی بگه که با چندتا آدم زبون نفهم داره مذاکره میکنه!!
    بدرود

  3. زبون ظریف می گوید:

    شما غصه منا نخورید من حرفا خودما بلدم! میگم:
    “به جهنم! تمدید به نام چرخش صنعت هسته ای و به کام تعلیق خواهان داخلی و خارجی، به جهنم که عده ای جون دادند و خانواده هایی عزیز از دست دادند تا عزت ایران و ایرانی حفظ بشه منافع حزبی رو عشق است و خوش آمد نتانیاهو از روند مذاکرات، به جهنم که آموزه های سیاسی دین اسلام چی میگه مردم اصلاً براشون مهمه که ما چه میکنیم؟ دین کیلو چند؟ به جهنم… هر کیم ناراحته، میلرزه میترسه وسایل گرمایشی الحمدلله فت و فراوونه درجش رو زیاد کنه و با پتو بجسبه بهش که ما فعلاً سواریم و عصر عصر یخبندانه!!!

  4. کلفت می گوید:

    چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم / که دل به دست کمان ابروئیست کافر کیش(حافظ)
    نه چون بید از تهیدستی درین گلزار میلرزم / که بر بی حاصلی میلرزم و بسیار میلرزم (صائب تبریزی)
    .. بیا بگشای در، بگشای ، دلتنگم حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون بید میلرزد، تگرگی نیست، مرگی نیست صدائی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است (اخوان ثالث)

    رونمایی از گفتمان اعتدال
    ..در همین زمینه پیش بینی می شود با توجه به اینکه ایشان الگوی هیئت دولت می باشد؛ در روزهای آتی شاهد شنیدن چنین دیالوگ هایی نیز باشیم:

    وزیر اقتصاد: بعضی ها می گن تورم بالاست و کمرمون داره زیر فشارهای اقتصادی خم میشه! خب به جهنم، برین باشگاه های ورزشی قوی بشین! شما لاغر مُردنی هستین، چه کار کنیم ما!

    وزیر نیرو: هر وقت صحبت از قطعی برق میشه یک عده می گن ما از تاریکی می ترسیم؛ خب به جهنم، ۶ ماه سال برین قطب شمال، ۶ ماه بعدیش هم برین قطب جنوب تا همیشه روز باشه و توی تاریکی نباشین! شما ترسور هستین، چه کار کنیم ما!

    وزیر کار: بعضی ها می گن آمار بیکاری بالاست؛ خب به جهنم! عرضه داشتین یک کاری واسه خودتون پیدا می کردین! شما بی عرضه هستین، چه کار کنیم ما!

    وزیر راه: هر وقت یک هواپیما می خواد پرواز کنه مسافرهاش میگن ما می ترسیم سقوط کنیم؛ خب به جهنم، با اسکانیا مسافرت کنین که جزغاله بشین! چه کار کنیم ما!

    وزیر بهداشت: هر وقت می خواد یکم مصرف سرانه شیر بالا بره یک عده می گن توی شیر پالم هست؛ خب به جهنم! برین روستا خودتون از گاوها شیر بدوشین! شما سوسولید، چه کار کنیم ما!

    وزیر امور خارجه: هر وقت می خواد صحبت رفع فیلتر فیسبوک بشه یک عده می گن ما به لایک های تو حسودی می کنیم؛ خب به جهنم، بریم یه جایی پیدا کنین که اصلا اینترنت نداشته باشه! چه کار کنیم ما!

    وزیر ارشاد: هر وقت می خواد چندتا فیلم درست و حسابی اکران بشه بعضی ها می گن این فیلم ها تاثیر بدی روی فرهنگ جامعه داره؛ خب به جهنم؛ برین همون برنامه های صدا و سیماتون رو نگاه کنین! اصلا لیاقتتون همونه! شماها خیلی پاستوریزه هستین، چه کار کنیم ما!

    وزیر ورزش و جوانان: هر وقت پول کم می آریم و نمی تونیم وام ازدواج بدیم برخی ها میگن زندگی جوون ها با مشکلاتی روبرو شده؛ خب به جهنم؛ برین پدرزن مایه دار پیدا کنین که نیازی به این چندرغاز وام ما نداشته باشین! تو عرضه نداشتی پدرزن مایه دار داشتی باشی، چه کار کنیم ما!

    وزیر ارتباطات: هر وقت لنگر کشتی روی کابل های اینترنت می افتد برخی می گویند اینترنتشان قطع شده و نیاز به اینترنت دارند، خب به جهنم! فدای سرم! همینه که هست! چه کار کنیم!

    ………………..

    جمله ی بعدی چه خواهد بود؟!

  5. لرزان می گوید:

    ما ترسوئیم ما می لرزیم!
    و ممنون از این که پیشنهاد کردید به جهنم، برویم یک جای گرم! و قطعا به پیشنهادتان فکر می کنیم!
    ما ترسوهای سیاسی و فرهنگی هستیم!
     ما ترسیدیم وقتی دیدیم میلیاردها دلار سرمایه گذاری هسته ای مملکت و نتیجه سالها تلاش و ثمره خون دانشمندان هسته ای برای دریافت قسط چند صدمیلیون دلاری از صدها میلیارد دلار پولی که بلوکه شده کاملا خوابید و دولت آمریکا با بلوکه کردن یک بنیاد ایرانی دیگر آن مبلغ ناچیز را پرداخت کرد و بیش از پیش به ریش ایران و ایرانی خندید
     ما بیشتر ترسیدیم وقتی دیدیم رئیس جمهور کشورمان چند ماه بعد از کابوس اصابت یک فروند لنگه کفش به شیشه خودروی حامل ایشان در بازگشت از سازمان ملل، در سفر داخلی اهواز پشت کیف های ضد گلوله پنهان میشود چون خاطره احمدی نژاد در مرز صهیونیستها بعد از ترور ناموفق و منجر به شهادت محافظ در سیستان هنوز در ذهنمان هست
     ما ترسوتر شدیم وقتی وندی شرمن گفت دروغ و‌ نیرنگ در دی ان ای ایرانیان است و آقای ظریف باز هم به او لبخند زد و شرمن در دلش به وزیر خارجه ما خندید! ما از تبسم هایی که در صحنه بین المللی خرج مسخره شدن عزت ملی مردم ایران میشود نگرانیم
     ما بیشتر ترسیدیم وقتی آقای ظریف گفت آمریکا میتواند با یک بمب سیستم دفاعی ما را از کار بیاندازد و بعد با این اعتقاد مسخره لبخندهایی را که برای همه دنیا معلوم بود از روی ترس است تقدیم وندی شرمن و اشتون کرد
     ما ترسوتر شدیم وقتی شما برای سبد کالایی که داشت در انبارهای بزرگ احتکار سیاسی برای زمین زدن دولت قبل می پوسید صف های هزاران نفری به راه انداختید تا دشمن به سی و پنجمین جشن انقلاب ما بخندد و مردم ما را با تصویر کشته های صف دریافت غذای رایگان با گرسنگان سومالی در یک ردیف قرار دهد و بگوید با صدقه ای که به ایرانیان دادیم توانستند بین مردم غذای رایگان پخش کنند!!
     ما بیشتر‌ ترسیدیم وقتی که دیدیم شما با پول خزانه ای که می فرمائید خالی است میلیاردها تومان صرف استخر نهاد ریاست جمهوری می کنید و با همان پول خزانه خالی ریخت و پاشهای دولتی را هر روز بیشتر از دیروز به رخ مستضعفین می کشید
     ما بیشتر ترسیدیم وقتی وزیر فرهنگ شما پای آواز خوانی زنان نشست و شما صدای منتقدین به دولت را در دادگاه امنیت ملی خفه کردید اما توهین به ائمه را حتی با هیئت جرائم مطبوعاتی پاسخ ندادید
     لرزیدیم وقتی در سال فرهنگ جلوی انتشار کتاب اسرار شهید آیت گرفته شد اما به نویسنده گان طاغوتی و ضد اسلامی نه تنها مجوز داده شد بلکه ضمن تقدیر یارانه فرهنگی نیز اعطا گردید.
     و ما ترسیدیم از اینکه شما فقط حقوقدان بودید و نه سرهنگ اما اینهمه آزادی عنایت فرمودید.
     ما ترسیدیم از اینکه شما بدون اینکه حتی داس داشته باشید فقط با کلید اینهمه نیروهای ارزشی را درو کردید و میدان علم و اقتصاد و فرهنگ را به بقایای فتنه ۸۸ تقدیم فرمودید
     ما ترسو هستیم می ترسیم از اینکه دیگر حتی خون علی خلیلی ها هم ارازل و اوباش را متوقف نکند شما چند روز پس از شهادت علی خلیلی که برای دفاع از ناموس مسلمین کشته شد فرمودید با زور نمیشود کسی را به بهشت برد! و ما هنوز بهت زده ایم که منظور شما از زور چیست؟!
     ما از وضعیت قشر مستضعف و یا همان به قول خودتان شهروندان آسیب پذیر ترسیدیم وقتی قیمت حاملهای انرژی برق آب بنزین و… ۳۰ درصد افزایش یافت اما یارانه اش به جای جیب مردم برای توسعه اختصاص پیدا کرد توسعه ای که بدون پرچم عدالت نابرابری ها را به شدت افزایش می دهد
     ما ترسیدیم و ترسوتر شدیم از تدبیری که تبدیل به تحقیر شد و از امیدی که در مزار قلم قطعه ۲۶ آرمید
     ترسیدیم از این که هر روز قسمتی از خط قرمزهایتان را فراموش میکنید تا این بار بگوئید تنها خط قرمز ما منافع ملی است باشد باور می کنیم اما می ترسیم این خط قرمز هم مثل ارزش ها و دستاوردهای هسته ای از جیبتان بیافتد و دیگر هیچ خط قرمزی به جز آنچه در درونتان پنهان است نداشته باشید.

  6. تقدیم به سرهنگ و شرکا می گوید:

    گر در ایران به کسی نقد نمودم…به تو چه!
    خب شناسنامه ندارم به چه سودم…به تو چه!
    گر که دلواپس اوضاع شدم اکنون من
    بی سواتم(!) و عگر اغل نبودم…به طو چه!
    گشته دیوار حقوقم قد تدبیر شما
    گر به امید شما قصه شنودم…به تو چه!
    دیده ها نیک گشایید و کمی اندیشید
    مستی افزون شده گر جام ربودم…به تو چه!…

  7. تقدیم به سرهنگ و شرکا می گوید:

    اوستادا اگر از شاعر این شعر تو را پرسیدند
    گو فلانی که ببین من چه خمودم…به تو چه!

  8. ... می گوید:

    سکوت عین سکوت است، بی همانند است
    که پیشوند ندارد، بدون پسوند است
    زبان رسمی اهل طریقت است سکوت
    سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است
    زمین یخ زده را گرم می کند آرام
    سکوت، معجزه ی آفتاب تابنده است
    سکوت پاسخ دندان شکن تری دارد
    سکوت مغلطه ها را جواب کوبنده است
    سکوت ناله و نفرین، سکوت دشنام است
    سکوت پند و نصیحت، سکوت لبخند است
    h.b

  9. فدایی می گوید:

    فعلا
    به احترام آقا, فقط سکوت می کنیم

  10. زمستان می گوید:

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

    سرها در گریبان است

    کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

    نگه جز پیش پا را دید، نتواند

    که ره تاریک و لغزان است

    وگر دست محبت سوی کس یازی

    به اکراه آورد دست از بغل بیرون

    که سرما سخت سوزان است

    نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک

    چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

    نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم

    ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟

    مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین

    هوا بس ناجوانمردانه سرد است … آی …

    دمت گرم و سرت خوش باد

    سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

    منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم

    منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور

    منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور

    نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

    بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

    حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

    تگرگی نیست، مرگی نیست

    صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

    من امشب آمدستم وام بگذارم

    حسابت را کنار جام بگذارم

    چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد ؟

    فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

    حریفا ! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است

    و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

    به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است

    حریفا ! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

    هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان

    نفسها ابر، دلها خسته و غمگین

    درختان اسکلتهای بلور آجین

    زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

    غبار آلوده مهر و ماه

    زمستان است.

نوشتن دیدگاه