مرداد ۳۰

کاش می شد یه وقتهایی بعضی قسمت های زندگی پاک کرد و از نو نوشت اون وقت می شد به خیلی هایی که اعتماد کردی اونم صادقانه، اعتماد نکرد و جلوی خیلی از نامردیا را گرفت اون وقت میشد جلوی بسیاری از ضرر و زیان هایی که دیگران اگاهانه، عامدانه و رندانه به ادم و زندگیش تحمیل می کنند را گرفت کاش می شد اونوقت میشد درد و رنج های ناخواسته را از صورت معصوم و مظلوم ادمایی که دوسشون داری پاک کرد. کاش می شد ادم اینقدر صادقانه به ادما نگاه نمی کرد کاش ادما اینقدر منافق و چند چهره نبودند تا ….
خدایا! یاریم کن اگر نمی توانم باری از دوشی کسی بردارم هزینه ای بر زندگی کسی تحمیل نکنم و کاری انجام ندهم که حقی از کسی تضییع کند.

۷ دیدگاه برای “ کاش می شد!”

  1. 135 می گوید:

    ان شاءالله همانگونه باشد که میخواهید
    و
    *موفق باشید*

  2. رضاعلی نوروزی می گوید:

    خوب بلاخره ادم باید هزینه اشتباهاتش بپردازه ما می پردازیم غمی نیست
    هر اتفاق تو زندگی ادم هم تجربه است و درسهایی برای اینده و هم ازمون
    دعا کنید از ازمون سر بلند بیرون بیاییم و تجربه ای باشه که ارزششا داشته باشه و بعدها تو زندگی به کارمون بیاید
    خوبیش اینه که خدا هست و به قول بزرگی جانشین تمام نداشته های ماست تنها هم باشیم هست و خوبیش اینه که همه جا هست هم میبینه هم میشنوه میشه سر همه شیره مالید اما سر خدا نه تازه به قول خودش پیدا و پنهانمون میدونه
    توفیق ما هر چیم که داریم فقط از اوست

  3. یه مخاطب می گوید:

    تو بحث اعتماد به آدما الان یکی زنگ زده بود و از مصاحبه آموزش پرورشش میگفت. میگفت: رفتند غیر از یه لیسانس الهیات هیچ دوره ای هم نگذرونده بود که تو سابقه اش بیاره بیانشم که صفر گفت: اومدم فرم پر کنم یاد دوره ها و سابقه تو افتادم یاد اینکه بودی با دو کلمه حرف کارو مال خود میکردی تو چقدر به درد فلان کار میخوری خوشبحالت الان ارشدتم میگیری دیگه دانشگاه پیامنور و آزادم میتونی بری برا استخدام تو…. از تعریف خوشم نمیاد و نمیدونم چرا حس صادقانگی تو کلام طرف نبود شایدم من زیادی به این چیزا فکر میکنم آموزش پرورش قبلاً کار کردم برام جذاب نیست خصوصاً آموزش پرورش خودمون که کاری به استخدام شایسته ها نداره هدفم آموزش پرورش نیست هدفم تدریس دانشگاه آزاد و پیامنورم نیست خصوصاً آزاد انقدر کارای پژوهشی و تأثیرگذاری بزرگ و ایجاد تحول برام مهمه که حاضرم هیچ وقت به شغلی برای درآمد فکر نکنم فقط دنبال همین کار باشم اما برام جالب بود الان دوست قدیمیم کار داره تعریف میکنه یا نه صادقانه تعریف میکنه؟؟؟ تعریف شنیدن باید بر اساس وجود یه شایستگی در آدم باشه اینا که هی بافت شایستگی نبود شایستگی تعریف کردن هم برای همه کسی قابل تشخیص نیست. شاید جرم این دوست بیشتر همشهری بودن با عده ای بود که ازشون هیچوقت رفتار صادقانه ندیدم گرچه او همیشه با من بود اما من نمیتونم مثبت راجع به افراد اون شهر فکر کنم دوست دارم سرم به کار خودم باشه هر کاری که دوست دارم اما نه اونجا……

  4. همراه می گوید:

    سلام
    شايد اگر ميشد پاك كرد اشكالات ديگه اي پيش مي اومد
    شعار دادن آسونه نميخوام شعار بدم چون در موقعيت شما قرار نگرفتم اما مطمئنم با پاك نكردن همون بخشهاي زندگي هم ميشه درد و رنج ها را پاك كرد و به جاي اون اميد و انگيزه نشاند هر چند كار سختيه اما با گذشت زمان اين اتفاق مي افته مطمئن باشيد استاد به دو دليل
    يكي اينكه هميشه حق به حق دار ميرسه هر چند با تاخير
    ديگه اينكه به قولي تو نيكي ميكن و در دجله انداز كه ايزد در بيابانت دهد باز و قطعا اون صداقت و اون رفتار آثار و بركاتش سواي اين شرايطه هر چيزي در اين عالم سر جاي خودشه من به جد اين را از شما ياد گرفتم و الانم دارم درس پس ميدم پس استاد بر اون بخشهاي زندگيتون بباليد و هرگز به دنبال پاك كردنش نباشيد چرا كه همون بخش هاي زندگي اگر مقدر باشه روزنه هاي اميد فردا براي شما و چهره هاي معصوم و رنج ديده اند شك نداشته باشيد

  5. رضاعلی نوروزی می گوید:

    سلام شايد تا حالا اينجوري بهش فكر نكردم. من تو زندگي چيزي نداشتم و ندارم تعلقي هم ندارم براي همين خيلي راحت حركت مي كنم معمولا نتيجه برام مهم نيست اما يه جاهايي نميشه گذشت كرد. تحليل و تفسيرتون جالب بود با اين همه:
    طاووس را به نقش و نگاري كه هست خلق
    تحسين كنند و او خجل از او پاي زشت خويش
    من ناراحتيم به خاطر ساده انگاري و اعتماد به ظاهر الصلاح بودن ادم و توصيه به ايشون مبني بر اعتماد به كسي بود. فكر كنم ديگر وارد فضايي كه بايد بشيم شديم سنگامون واكنديم، اهدافمون تعريف كرديم مي مونه لطف خدا كه هميشه بوده و بقيه اش هم جور ميشه.

  6. همراه می گوید:

    سلام
    بلا نسبت شما
    ما اگه قرار باشه طاووس ببينيم حتما به پاهاشم توجه ميكنيم و بعد نظر ميديم
    به خداوندي خدا ظاهر بين نيستيم ايني كه بوده و هست را گفتم شما بزرگواريد
    هر چه خيره بدرقه راهتون
    اما اي كاش ميشد به بعضي روزها فكر نكرد روزهايي كه آدم گمان ميكنه چه كنه وقتي از بهترينها فاصله ميگيره …….اون موقع فقط گريه ميكنيم شايد گريه از سر شوق و از سر شوك…

  7. نجمه می گوید:

    کاش می شد.

نوشتن دیدگاه