« وَوَهَبْنَا لَهْم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيّاً » (مریم:50)
فردا!
انتظار با طعم امید!
غروب پنجشنبه بي قرارم / شبيه جمعه ها چشم انتظارم فقط يك جمعه مي آئي ولي من / تمام جمعه ها را دوست دارم … چه انتظار عجیبی! تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی! عجیب تر این که چه آسان نبودنت شده عادت. چه بی خیال نشستیم، نه کوششی، نه وفایی فقط نشسته […]
با لبخند!!!!
گلپونههای وحشی دشت امیدم وقت سحر شد خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غمها گلپونههای وحشی دشت امیدم وقت جداییها گذشته باران اشکم روی گور دل چکیده بر خاک سرد و تیرهای پیچیده شبنم من دیده بر راه شما دادم که شاید سر بر کشیده […]
باورهایی که تغییر کردند!
وقتی پای صحبت عزیزی بشینی و اون بگه که از نزدیک ترین ادمای دور و برش انتظار بعضی رفتارا را نداشته اما در مقابل از ادمایی هم که در نقطه مقابل تصور میکرده هم انتظار رفتارای دیگهای داشته، زندگی و ادما غیر قابل خوندن میشین بعضی دوست دارن سکوت کنن و بعضیا دوست دارن سکوت […]
