خاطرات خاموش نشدنی دکتر ربانی

این روزا ادمایی که به حج رفتن برمیگردن دو سال پیش تو چنین روزایی همکار و استاد گرانقدر دکتر رسول ربانی در مراسم حج به خدا پیوست. روحش شاد و یادش گرامی باد. یکی از چیزایی که دکتر ربانیا تو ذهن من جاودانه ساخت نگاهی که به اطراف داشت. ارتباط نزدیک به یک دهه‌ای که […]

گفتن یا نگفتن

و در ميدانگاه عرفان، سرو بلند عين القضات را ديد كه در سي و سه سالگي به جرم عشق شمع آجين شده بود و نور از وجودش به آسمان بال مي كشيد. ……هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم نبشتنش بهتر […]

آسمان آبی قلب من!

پیش از اینها فکر میکردم خدا خانه ای دارد کنار ابر ها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس خشتی از طلا پایه های برجش از عاج و بلور بر سر تختی نشسته با غرور ماه برق کوچکی از از تاج او هر ستاره پولکی از تاج او اطلس پیراهن او آسمان نقش روی […]