امروز صبح یکی از صمیمیترین دوستان (اصحاب صفه 2) زنگ زد (شایدم من زنگ زدم) وقتی گفتم اوضاع بسیار عالیه تعجب کرده بود (شاید فکر میکرد این روزا از من بعید اوضاع را خوب توصیف کنم) عصر و شبیه داشتم اخرین بازنویسیهای یکی از همکارانا برای قصههای پدربزرگ بررسی میکردم؛ رسیدم به قصه ظلم و […]
سال نو مبارک
سالی سرشار از آرامش و موفقیت برایتان آرزومندم.
خدایا!
اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ مهرخوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت از سَمَک تا به سُهایش کشش […]
آخرین ادینه: دست منو بگیر، تو اوج اضطراب
با من قدم بزن حالا که با منی حالا که بغضی ام، حالا که سهممی با من قدم بزن می لرزه دست و پام بی تو کجا برم، بی تو کجا بیام دست منو بگیر، کنار من بشین من عاشق تو ام حالا منو ببین از دلهره نگو، از خستگی پُرم بی تو می شینم […]
خواب یا بیداری!!
اتفاقات و جلسات (مثبت و منفی) دیروز اندازه ده سال گذشته زندگیم ازم انرژی گرفت. ده سالی که در اون بخش ناچیزش این بود که در سه انتخابات در ظاهر شکست خوردم (این شکست، برای کسانی که ظاهر دنیا براشون مهمه شکست بود) اما من خیلی چیزا یاد گرفتم. اونقدر خسته بودم که امروز برای […]
