برای باور عزیزانم!

به صاحبان اصلی انقلاب به بغض فرو خورده یک عزیز و باورهایش که تا قیامت با من خواهد ماند و هنگامه ای که خواهد آفرید! حسابش رفته از دستم که امروز دُرُس چن روزه نیستی دیگه پیشم دُرُس چن روزه دور از چشم مامان با قاب عکس تو هم گریه میشم دُرُس چن روزه که […]

میلاد سرور ازادگان جهان مبارک

به حسین (ع) و پیروان راستینش این نامه رو لیلا فقط بخونه                    فقط می خوام که حالم رو بدونه کلاغ ها اطراف من رو گرفتن               از دور مزرعه هنوز نرفتن لیلا دارن نقل و نبات می پاشن               تا عشق و خون دو باره هم صداشن لیلا چقدر دلم برات تنگ شده                 نیستی ببینی که سرت […]

انتظار!

جمعه یعنی یک غروب وعده دار         وعده ترمیم قلب یاس زار جمعه یعنی مادر چشم انتظار               درهوای دیدن روی نگار جمعه یعنی یه سماء دلواپسی             می شود مولا به داد ما رسی

برای ستاره!

من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم به اندازه‌ی غم تو را […]

برای دلاوری که پای ثابت نبردهایمان بود!

امروز یکی از دوستان کارت دعوت به عروسی یکی از دوستانا داد. یاد خاطرات سال‌های گذشته افتادم. کار عجیب و غریب نکرده تو این سالا باقی نذاشتیم (البته یه چندتایی مونده که همین روزا دیگه کامل میشه)! یادش به خیر یه روز رفتیم دفتر یکی از وزرای دولت دهم. دوستان (دو تفنگدار) دعوام کردند چرا […]