موهاتا کردی پریشون!

عاشق مهربونی خدام. عاشقی با طعم متفاوت از تمام عشقای زمینی. بهترین یار، همیشه در بدترین حالت همونیه که باید. عاشق بازیم که نظر حضرت حق توش باشه. یکی فکر میکرد یه جا فرو ریخته به نظرم حالا معلومه که هر جایی که فکرشا بکنی فروریخته. نمیدونم دو یا بیشتر. الان دیگه عدد مهم نیست […]

انتخابات!

انتخابات امسال علاقه ای به دخالت و نقش افرینی نداشتم. اما از یه جایی به بعد درخواستی از بالا رسید. به تبع ان در سطح خرد هم حرکت هایی شد که یه جایی رخشمونا از دست دادیم. دیروز دوباره رخشما به دست اوردم. الان اروم ارومم. اگر حرکتهای خودمونا به سه بخش تقسیم کنیم در […]

مختار یا عمار!؟

تو چندین روز گذشته یه مساله عجیب ذهن منا به خودش مشغول کرده و اون اینکه من با این رشته ای که توش درس خوندم و کار میکنم باید اهل تامل و تدبر و تفکر باشم. اما نمیدونم چرا اینا نمی تونم قبول کنم حس میکنم شبیه اون نیستم. شاید چند روز پیش یه متن […]

گاه نبرد!

از چهارشنبه هفته پیش تا امروز کم اتفاقات عجیب و غریب نیفتاده و من عجیب اروم و بی تفاوتم. امروز کسی تلاش می کرد از جایی رد بشه و هر چه بیشتر تلاش میکرد بیشتر شکست می خورد. امروز عصر کسی جایی زبان به نفرین گشوده بود. به نظر میرسه معادلات یه سیستم اصلا نمی […]

در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد!!

روز پنج شنبه ظهر یه دوست زنگ زد دنبال یه پیام می گشت که باید به یه نفر می رسید. متاسفانه نرسیده بود. نرسیدن همانا و پای کسی نشستن بر صورت کسی در جای دیگه همانا. بررسی های بعدی نشون داد که مسئول رسوندن پیام همونی بود که دنبالش میگشت. بازی هایی که حضرت حق […]