ما

ما را به جرم اینه بودن شکسته‌اند زیرا به روی رنگ تبسم نکرده ایم گر در تنور دست تهی پیش برده ایم یک جو طمع به حرمت گندم نکرده ایم دریای شوربخت و صبوریم و سال‌هاست طوفان چشیده ایم و تلاطم نکرده ایم جنگل گواه باش اگر خانه سرد بود یک شاخه  از درخت تو […]

با خشونت هرگز

سخت آشفته و غمگین بودم… به خودم می گفتم: بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم میگیرند درس ومشق خود را… باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم و نخندم اصلا تا بترسند از من و حسابی ببرند… خط کشی آوردم، درهوا چرخاندم… چشم ها در پی چوب، هر طرف می غلطید مشق ها […]