مهر ۱۵

قول داده بودم فکر نکنم و طبیعتا سخن نگویم و ننویسم اما ادم است دیگر گاهی فکر سراغ ادم می آید! یکی دو سال پیش بود که جایی با یه تیم بودیم و اتفاقی افتاد وقتی دچار چالش شدیم (زمین خوردیم زمین خوردنی) یه دوست  ابزار کارشا جایی گذاشته بود که نباید اون روز بر ذهنم گذشت که اگر ترسو نبود اینکارا نمی کرد! حالا اون کیلومترها از من دوره و من فقط و فقط باید به شجاعت اون غبطه بخورم امشب اینجا و اکنون مطمئنم با تمام جسارتم از اون ترسوترم! امیدوارم به زودی زود صحیح و سالم برگرده. دلم برای تمام اون تیم تنگ شده حتی اونایی که نزدیکند! تاسف برانگیزه ادم قدر داشته هاش نداره تا وقتی که اونا را از دست میده صداقت و منش بعضی ادما هیچ وقت با گذر زمان از خاطر ادم پاک شدنی نیست!

پ ن:

۱- به نظر میرسه وقتی یکی از یه جایی که نباید رد بشه رد میشه یا نفوذ هست یا معامله! برای ما فرقی نمی کنه البته به صورت ناجوانمردانه تمام خطوط عمودی و افقی به هم نزدیک تر کردیم! حالا باید دید چی میشه!

۲- اروم ارومیم این البته ظاهر قصه است به نظرم اتفاقات عحیبتری در پیش است! هر چند اون موقعی که اتفاق بیفته کسی نمی تونه کاری بکنه.

۳- وقتی یه مقام بالاتر از ادم تشکر میکنه حس خوبی نیست چون حالا مطمئنی اون که پشت سرت حرکت میکنه کاملا حواسش به تو هست!!

۴- وقتی حس ادمای بزرگ این باشه که خدا ادما دوست داره خوب حسشون خوبه! هر چند نگاه ما به یه جای بسی خطرناک تره!

۵- یه دوست که دوسش دارم زنگ زد تشکر کرد من هنوزم سلبی فکر میکنم و اون ایجابی باید دید چه حالتی به ادم ارامش بیشتری میده! کاریشم نمیشه کرد من دوست دارم کار انجام بدم اما به شیوه خودم!!

۶- لبخند رضایت مولا برای ما کافی است چیز دیگری در این میان نیست هر چند حساسیتها خیلی بیشتر شده! اما تجربه های قبلی ها قطعا مفید خواهند بود

۷- حظ معنوی کارای ایام گذشته و پیش رو به سالار شهیدان

مهر ۰۲

Image result for ‫عید قربان مبارک‬‎

عید قربان عید بندگی بر همه بندگان و دلدادگان حضرت دوست مبارک

پ ن:

عید قربان در آیات قرآن کریم:

ماده «قرب» که واژه قربان ریشه در آن دارد، بسیار در قرآن آمده است،[۱] اما کلمه «قربان» در قرآن، دو بار آمده است.[۲] واژه «عید» در قرآن تنها یک بار به کار رفته است: عیسى بن مریم (علیهما السّلام) به خداوند سبحان عرض کرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‏اى بر ما بفرست! تا براى اول و آخر ما، عیدى باشد، و نشانه‏اى از تو، و به ما روزى ده که تو بهترین روزى دهندگانى».[۳]

گفتنی است که برخی از کلمات در قرآن آمده که ماده «قرب» در آن نیست، اما در روایات و به دنبال آن در تفاسیر، از آن به روز عید قربان، قربانی و … تعبیر و تفسیر  شده است:

الف. مفسران در تفسیر «شاهد» و «مشهود»، سخنان بسیار دارند که بعضى، آنها را تا سى وجه شمرده‏اند؛ از جمله آن که گفته‏اند: شاهد، روز عید قربان و مشهود، روز عرفه است.[۴]

ب. در آیه: «و الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ»،[۵] از جابر از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) نقل شده: منظور از «الشّفع»، روز عید قربان است و منظور از «الوتر»، روز عرفه، است.[۶]

ج. بعضى درباره آیه «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ»،[۷] گفته‏اند: معنایش این است که نماز عید قربان بخوان، و شتر هم قربانی کن.[۸]

اکثر مفسران گفته‏ اند که مراد از صلاه در آیه شریفه « فَصَلِّ لِرَبِّکَ»، نماز عید قربان است و مراد از نحر در «وَ انْحَرْ»، کشتن حیوانى است که از واجبات حج است یا منظور قربانى کردن است که سنت است (و بعضى) گفته‏اند که مراد از صلاه، نماز بامداد روز عید قربان است و از نحر، قربانى کردن؛ زیرا که پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) در روز عید قربان، اول قربانى میکرد و بعد از آن نماز بامداد می‏گذارد، پس در این آیه خداى تعالى به آن حضرت امر کرد که اول، نماز مذکور را به جاى آور، بعد از آن قربانى کن.[۹]

د. «وَ اللَّیْلِ إِذا یَسْرِ؛[۱۰] و سوگند به شب، هنگامى که (به سوى روشنایى روز) حرکت میکند».

در این آیه شریفه، اگر الف و لام «اللّیل»؛ به معناى عموم باشد، تمام شب‌ها را شامل میشود که خود آیتى است از آیات خدا، و پدیده ‏اى است از پدیده‏هاى مهم آفرینش، و اگر الف و لام آن، «عهد» باشد، اشاره به شب معینى است، و به تناسب سوگندهاى گذشته، منظور شب عید قربان است که حاجیان از عرفات به «مزدلفه» (مشعر الحرام) رفته و بعد از گذراندن شب در آن وادى مقدس به هنگام طلوع آفتاب به سوى سرزمین «منى» روان می‏شوند- این تفسیر در روایاتى که از معصومان (علیهم السّلام) نقل شده نیز آمده است.[۱۱]


[۱]. مائده، ۲۷ و ۱۰۶؛ توبه، ۹۹ و ۱۱۳؛ احقاف، ۲۸؛ مریم، ۵۲؛ انعام، ۱۵۲؛ فاطر، ۱۸٫

[۲]. مائده، ۲۷، وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما؛ احقاف، ۲۸، فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْباناً آلِهَهً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُ.

[۳]. مائده، ۱۱۴، «قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَهً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عیداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آیَهً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقین».

.[۴] طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏۲۰، ص ۲۵۰٫

[۵]. فجر، ۳٫

.[۶] ر.ک: المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏۲۰، ص ۲۸۶٫

[۷]. کوثر، ۲٫

[۸] سیوطى، جلال الدین، الدر المنثور فى تفسیر المأثور، ج ‏۶، ص ۴۰۳، «و اخرج ابن جریر عن قتاده فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ قال صلاه الأضحى و النحر نحر البدن».

[۹]. حسینى جرجانى، سید امیر ابوالفتوح، آیات الأحکام، تحقیق: اشراقى سرابى، میرزا ولى الله، ج ‏۱، ص ۱۸۸٫

[۱۰]. فجر، ۴٫

[۱۱]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۲۶، ص ۴۴۶ و ۴۴۷٫.

آذر ۲۹

رضاعلی نوروزی، استادیار دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه اصفهان در حاشیه سلسله نشست های آموزشی مدیران و ارکان فرهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد استان اصفهان که به همت دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد استان و کانون فرهنگی هنری دانشگاه انتخاب برگزار شد، به خبرنگار خبرگزاری شبستان در اصفهان گفت: اگر به مسئله آموزش در سطح کانون ها در زمینه های فرهنگی و هنری توجه شود، شاهد اتفاقات تاثیرگذاری خواهیم بود.

ادامه

آذر ۱۳

بعضی وقتا ادم تلاش میکنه مسیر خودشا درست بره، البته ممکنه اشتباهم بکنه چون ادمه! اما ظاهرا دیگران که درست نمیرن بیشتر به را رفتن اونایی که درست میرن کار دارن. این روزا درگیر کارایی هستم که سر را رفتن دیگران (صرف نظر از درست و غلط بودنش) اومدن تو زندگیم. دوست نداشتم وسط این ماجرا ماجرایی جدید شروع بشه اما شایدم همین جا وقت این قضایا بود. این روزا دارم خودما اماده میکنم برای یه کار جدید. ظاهرا اخلاقم عوض شده و این عوض شده مرهون فضایی که درست شد و نباید می شد. فکر میکنم از روز شنبه ۱۵ اذر باید یه جور دیگه زندگی کنم. سبک زندگی ادمه دیگه دوست داره یه جور دیگه بشه. حالا باید دید کی؟ کجا؟ چقدر ضرر می کنه؟ عاشق بازی های کودکانه ام که توش برنده بازنده باشه و یکی بتونه به روشش خودش تمام قواعد بازی به هم بریزه. فکر نمی کردم اینجوری بشه ولی خوب بعضی وقتا میشه!!!! میخوام یه جور دیگه زندگی کنم!!!!!

پ ن:

حس میکنم خیلی خسته ام دوست دارم چند ماه بخوابم.

 

 

آذر ۰۵

گاهی سکوت بلندترین فریاده!!

پ ن:

۱- دوست نداشتم بنویسم نه حالا نه بعدها از بس میل زدن احوال پرسی کردن، متلک پروندن نوشتم!!

۲- حوصله نوشتن که هیچ حوصله هیچیا ندارم. دوست دارم یه جایی باشم سکوت باشه و سکوت!!