دی ۲۶

با عنایت به قولمان به برخی از دانشجویان که در بحث قبلی اظهار نظر کرده بودند و برای اینکه ثابت کنیم دموکراتیک هستیم و دانشجوها هم از روی علاقه و نه الزام در دانشگاه با ما درس می گیرن و با توجه به عنوان درس بعضیا!!!! (منظورم همون چهل نفر سابق بود) می خواستم یه بحث علمی داشته باشیم راجع به اسلامی سازی. دیدگاه های مختلفی در این زمینه و حتی مخالفانی جدی وجود داره. با این همه نظرات دانشجویان می تونه کمک کنه. ضمن طرح دیدگاه ها به صورت مستند مخالفت و موافقت خودتون را هم منطقی بیان کنید. نکته جالب این که اخرش بحث علمی ما تربیتی نشد که نشد!!!!!!!! احتمالا بعضی ها نشسته اند به دعا که کار ما نگیره (خارج از شوخی این بحث هم از بعد زمان و هم به خاطر خاص ضروری می نمود). منتظر نظرات هستم. 

دی ۱۹

بچه که بودیم همیشه یکی از سئوالات جدی من این بود که خدا چه شکلیه. بگذریم که چه تصوراتی داشتم .

اما حالا یه سئوال جدی دارم از خوانندگان یادداشت‌هام راستی خدای شما چه شکلیه (منظورم از شکل تصوری است که از خدا دارین)

خرداد ۱۷

در يادداشت‌هاي قبلي نيز به اين موضوع پرداختم

كه ويليام ورد ورث شعري دارد كه ترجمه ان اين است

و خدا خواست كه نيوتن باشد

بي هيچ تفسيري من نيز معتقدم فقط آنگاه كه او بخواهد تمامي قدرتهاي پوشالين در هم خواهند شكست

آبان ۲۵

سهرودي به سال 549 هجري قمري زماني در سهرورد متولد شد كه سرنوشت دنياي اسلام را يكسره اضطراب و ترديد فراگرفته بود. وي زندگي خود را در اين روزگار، نوميدانه بسر برد و لذا از آن جهت نشانه هاي بدبيني و نوميدي را اغلب در كتاب عوارف المعارف او شاهد هستيم.
وي در حالي كه سن و سال چنداني نداست به طلب علم و حكمت مسافرت كرده ، در مراغه نزد “مجدالدين جيلي” به تحصيل مشغول شد و چندي بعد در اصفهان نزد “ظهير” فارسي خواند. در اين اثنا ، با جماعت صوفيه ملاقاتها داشت و از ايشان استفاده ها نمود و تفكر و انفراد را از جهت نفس خود ، بلكه استقلال حاصل نمود. بعد از اين رياضت‌ها و خلوت ها و افكار بجانب نفس خود متوجه و مشغول گشت تا آنكه به نهايت سير و غايت مقامات حكما رسيد. بعدها حقيقت طلبي سهروردي او را به شهر حلب از ديار سوريه كشاند و در آنجا عزم رحيلش به قامت بدل شد. در طول اقامتش در حلب مورد توجه همگان قرار گرفت، چنانچه صلاح الدين الملك الظاهر ، حاكم حلب را نيز متمايل و راغب خود نمود . ولذا اين موجب رشك عده اي كوته فكر، دراز زبان، خشك مغز و متعصب شد. وآن چنان اين پيش رفت كه وي را به كفر و الحاد و فساد متهم و سرانجام همين را دست مايه قتل وي ساختند.