فروردین ۲۸

پ ن:

۱- دیشب یکی از دوستان زنگ زد عصبانی از همه!! وقتی به صداقت بعضی از آدما نگاه میکنم و به ریاکاری خیلیا!!! به ناکارامدی تخصصم مطمئن میشم البته هیچ وقت ناامید نمیشم. دارم فکر میکنم چکار باید کرد!!!

۲- امسال سعی می کنم انرژی و نیروما در حوزه های مختلف متوازن تقسیم کنم خیلی سخته ولی فکر کنم شدنیه !!!

۳- الحمدلله الذی هدانا!!

۴- تمام تلاشم اینه از کنار بعضی چیزا بگذرم اما شاید علاقه ای در هستی هست که اینجور نشه لازم باشه دست به هر کاری میزنم!!! نسبت به قبل خیلی ارومترم و …

۵- همیشه وقتی از بیرون به یه حوزه کاری جدید و تجربه نشده نگاه می کنی نگرانی اما وقتی واردش میشی می بینی تصوراتت غلط بوده و شاید اگه زودتر وارد شده بودی الان جای دیگه ای بودی. از اینکه فرصت مهیاست تا تجربه های جدیدی به دست بیاد خوشحالم.

آذر ۱۷

Aims and objectives are the pivotal tenets of any educational system and without them the educational methods and principles would not get anywhere. The purpose of the current study is the investigation and determination of the scientific and intellectuals aims of Akhavan-Al-Safa. The research method used in this paper is descriptive
and analytical. To find an answer to this aim, the relevant papers, treatise, and books were studied. The results show that they considered for themselves an educational duty and a role much like that of the prophets; they had set their intellectual and scientific aims within the center of their activities for removing the superstitions and
ambiguities from the religion and for correcting the community. Aims such as the finding and reviving of the talents, seeking knowledge, eclecticism and best selection, enlightenment and awareness and also free-thinking have been but some of the mediating aims of the afore-mentioned area in achieving the ultimate end and
integrity. One of the practical outcomes left behind by them can be seen within the 51 papers covering all the  knowledge of the time. Their comprehensiveness. has been influenced by their intellectual origins and sources in the areas of theology and philosophy and the scientific and cultural conditions of that era

Journal of Education and Practice, Vol.5, No.30, 2014

safa

مهر ۰۴

بعضی وقتا یه اتفاقاتی تو زندگی ادم میفته ادم دوست داره خونه تکونی کنه البته در مورد ما باید بگیم خودتکونی یا شایدم بهتر بگیم ذهن تکونی. نمیدونم قبلا هر چه اینجا نقد گذاشتم به چالش کشیده شد و نتیجه مثبت ایجاد نشد. به قول برخی دانشجویان ظاهرا جاذبه و دافعه ما خیلی زیاده! در هر صورت در راستای بازاندیشی در ذهن و خودمان نیازمند یاری دوستان هستیم انتظار داریم دوستانیم که همیشه بی صدا میان و میرن این بار یاریمان کنن. نقدهای منصفانه شما را خریداریم. انتظارم اینه که دوستان دقیق حرف بزنن!! البته از نقد ساختارزدایانه مورد تایید “بیستا”  با رویکرد “دریدایی” استقبال میکنیم به شرطی که تمام شرایط اون نقدا داشته باشه (چه شود)

بهمن ۲۰

دوست نداشتم بلافاصله بعد از این حس قریب و هنری!!‌ چیزی بنویسم به خصوص این روزا که تمام تلاشم صرف کار شده فقط کار بی هیچ حرفی،

اما ناشر محترم زنگ زدند و گفتند محصول جدید رسید البته غرض دریافت پول بود و لا غیر.

اما حیفمان امد خبر تولید رویکرد هنری داستان‌های فکری را اینجا اعلام نکنیم تقدیم به عزیزانم که همیشه و در همه حال همراهم بودند و تمام دوستانی که در به بار نشستنه این کار همراهیم کردند به طور ویژه جناب اقای احمد رضایی. یه لوح فشره داستانها و بحث ها همراه با موسقی زیبا برای کودکان با عروسک های هنری که ایده پردازی واقعا منحصر به فرد آقای رضایی بود. از عزیزانی که لوح اولیه را به دقت گوش دادند و برای بازسازی صحنه ها، گفتگو و موسیقی متن پیشنهاداتی دادند و صبوری همکاران این اثر. امیدوارم در شدن بچه های این سرزمین قدمی برداشته باشیم.

 

مرداد ۳۰

کی میگه بین دوتا نی یکیشون شکر نداره؟
نه عزیزم برا بابا دختر و پسر نداره

دخترا سیب گلابن مثل برفن مثل آبن
برف جاده گل و خاکه آب چشمه اما پاکه
دخترا شاخ نباتن چشمه ی آب حیاتن
اجر حافظ که میگن شمس حقه، شاخ نباته
چشمه ی آب حیات تو کوچه نیست تو ظلماته

ظلمات طرح یه پرده است مثل پرچین مثل نرده است
آب که بی پرده میشه دریای شوره
آب روشن توی چشمه است توی یک تنگ بلوره

یه روزی یکی میاد که مرکبش اسب سپیده
رو لباش سرخی شرمه تو چشاش برق امیده
زین اسبش نقره کوبه چکمه هاش رنگ غروبه
ساده و سبک حنونه سر گرونه
عاشق دختر شاه پریونه

عاشق دختر شاه پریون که تو سیبه
مثل دریا بی قراره مثل صحرا بی نصیبه

جماعت یه دل دارم قصر طلا خونه ی شهرش
صد باغ توی ده مهر و وفا نیمه ی مهرش

جماعت یه سیب می خوام جهیزیش زلف کمندش
مکنتش دامن پاکش ثروتش بخت بلندش

سیب گندیده نمی خوام ده نمی خوام صد نمی خوام
جماعت یه دونه می خوام اما سیب بد نمی خوام.