دی ۱۴

او میدانست…

که اگر نمیدانست، بر هتک حرمت زن مسیحی در فرسنگها آنسوتر اشک نمیریخت و فریاد نمیزد…

علی میدانست..

که آموخته بود “جويی را به ستم از دهان مورچه ای ستاندن” مصلحت برنمیدارد…

میدانست که خون، خون است،

و انسان، انسان..

گر چه ایدئولوژیها و مرزها و نژادها و قدرتها و مصلحتها این همسانی را تاب نیاورند و در طول و عرض تاریخ آن را به افتراق و جدایی تبدیل کنند،

اما شاید حقیقت آن باشد که “انسان”، “انسان” است و خون، خون…

خون پسرک گرسنه ی فلسطینی که امروز به جرم ِ انتخاب ِ ناکرده و سرزمین به اختیار برناگزیده در غزه به مصلحت سیاه و کور اسراییل بر زمین میریزد،

خون پیرزن ناتوان هیروشیمایی که در ترازوی بیرحم “سود و زیان” ابرقدرتها در یک لحظه دود میشود،

خون دخترک افغانی که به “جبر جغرافیا” با خاک می آمیزد .

خون کودک مسیحی گرجستانی که به بمبهای روسی .

خون مرد سفید مسلمان بوسنیایی در صربرنیتسا و سارایوو،

و …..

تمام این خونها “سرخ” اند…

و اگر انسان، انسان و خون او محترم است،

درد، غم، احساس و فریاد حقیقت جوی ما باید سهم تمام این خونهای به ناحق ریخته باشد… آیا هست؟ بوده است؟

امروز غزه درد و زخم سر باز کرده ی انسانیت است..

اما نه “فقط” غزه…

گاهی یادمان میرود  که “خون”، “خون” است و انسان، انسان…

اما او میدانست…

کاش ما هم میدانستیم…

ارسالي از طرف يك دوست (با ويرايش‌هاي اينجانب)

برچسب‌ها: , , , ,

دی ۱۳

سالها شتابان در پي هم مي‌ايند و مي‌روند  آنچه بايد بياموزيم ناموخته‌ايم. من از امام حسين آموختم كه ازاده باشم و با ازادگي زندگي كنم. سعي ميكنم كه هميشه، در همه حال و در همه جا آنچه را درست مي‌پندارم عملي نمايم. براي من نتيجه هيچ گاه در اولويت نبوده است. چنانكه خوشامد هيچ شخصي نيز برايم اهميت نداشت. اين روزها همه سياه مي‌پوشند تا بگويند حسيني هستند اما نمي دانم چرا از آزادي و آزادگي خبري نيست. چرا ادمها اين همه در قيد و بند تعلقات خويشند.

ارزومندم كه همه انسانها از قيد تعلقات برهند  با ازادگي زندگي كنند.

برچسب‌ها: ,

دی ۳۰

و يك سال ديگر هم از عاشوراي سال شصت و يك هجري فاصله گرفتيم. اما براي من اين سوال مطرح است كه اين گذر زمان عزاداري ها و …. چقدر به معرفت ما افزوده است؟ نميدانم اگر امروز حسين نداي هل من ناصر ينصرني سر دهد ما در كدامين جبهه هستيم در جبهه حسين يا در جبهه باطل مدعي حق. نميدانم چرا ما با گذر زمان به پيش نمي رويم چرا ما انچه را كه بايد ببينيم نمي بينيم. براستي رسالت ما در هستي چيست؟ چرا ما انسان ها افريده شديم؟ افريده شديم تا انگونه كه ملائكه پيش بيني كردند فساد كنيم و خون بريزيم، يا نه رسالتي است عظيم براي ما. اميدوارم ما هر روز بيش از پيش به هستي، افريينده هستي و خود بينديشم و تلاش كنيم تا جايگاه خويش را در هستي بيابيم و از خدا مي خواهم به ما لياقت گام زدن در ميدان حسين (ع) و حسينيان را بدهد و ما را در زمره ايشان وارد نماييد كه منتهي ارزوي من است.

دی ۲۹
یا حسین(ع)

فرمانده عشاق دل آگاه حسین (ع) است

بی راهه مرو ساده ترین راه حسین (ع) است

ا ز مردم گمراه جهان را ه مجوئید

نزدیکترین راه به الله حسین (ع) است

دی ۲۹

سلام بر آناني كه از زندگي زميني دل كندند و آسماني شدند و پرچم و علم آزادگي را در سر زمين بشري افراشتند و از هر چه بود غير از او تن زدند و تن شستند و جاودانه شدند.